محمد قنبرى

53

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى )

شيخ صدوق در اول كتاب مقنع مىگويد : « اسناد احاديث را حذف كردم تا حمل و حفظ كتاب سنگين و سخت نگردد و خواننده را خسته نكند . به ويژه كه منقولات آن در كتب و اصول ، موجود و براى بزرگان از فقها و دانشمندان ثقه ، روشن مىباشد . 3 . شيخ طوسى در اول كتاب تهذيب ، در مقام استدلال بر شرح كتاب استادش مرحوم مفيد مىگويد : اخبارى كه در كتابم نقل كرده‌ام ، اخبار متواتر و رواياتى است به همراه قرائن دال بر صحت ، و همان سنت مقطوعى كه اصحاب مشهور ما آورده‌اند . شيخ طوسى در پايان مىافزايند : « در ذكر خبر ، ابتدا نام مصنف كتاب را آورديم و در آخر كتاب ، طرقى كه اين روايات را به واسطه آنها از اصول نقل كرديم ، را به اختصار بيان كرديم تا اخبار مزبور ، از صورت مرسل خارج و به مسندات ملحق شوند » . بنابر اين به صرف نياوردن طريقش به اصل در نقل حديثى آن روايت را مرسل مىدانستند نه مسند . و لذا مرحوم كلينى در اول هر حديثى ، طريقش را مىآورد . فصل پنجم : آراء دانشمندان و مجتهدان در اعتبار كتب اربعه در اين فصل علاوه بر ذكر اجازات اساتيد به شاگردان در نقل روايت ، سخنان دانشمندان گذشته در اثبات اعتبار كتب اربعه نقل مىشود . در ابتدا ، گفتار افرادى كه دربارهء تمام كتب اربعه و سپس آراء دانشمندانى كه پيرامون برخى از كتب ، سخن گفته‌اند مىآوريم . پس از آن ، به نكاتى از اجازات محدّثان در اعتبار كتب اربعه به ويژه كافى اشاره مىشود . الف . سخنان مربوط به تمام كتب اربعه 1 . شيخ على كاشف الغطاء به اجماع بر حجيت و عمل به تمام آنچه در كتب اربعه - و امثال آن مانند خصال ، عيون ، علل الشرايع كه از طريق يكى از اصحاب قائل به امامت ائمه از پيامبر يا ائمه نقل شده است - عقيده دارد . البته به شرطى كه ناقل ، فردى استوار و محكم و روايت كردن او به دور از عيب و نقص باشد . در ادامه ، شيخ ، اجماع بر عمل به اين اخبار را دليل اصحاب در نقل اخبار و تدوين اصول خويش مىداند . به گونه‌اى كه اگر يكى از اصحاب فتوا بدهد به چيزى كه علم و